استراتژی عجیب دکتر سوس برای خلق بزرگترین اثر خود
در سال ۱۹۶۰، دو مرد شرط بندی کردند.
تنها صحبت از ۵۰ دلار بود، اما میلیونها نفر تأثیر این شرط بندی کوچک را احساس خواهند کرد.
اولین نفر بنت سرف بنیانگذار شرکت انتشاراتی Random House بود.
مرد دوم تئو گیزل نام داشت، اما احتمالا شما او را دکتر سوس می شناسید.
سرف شرط بندی را پیشنهاد و ادعا کرد که دکتر سوس قادر نخواهد بود فقط با ۵۰ کلمه مختلف یک کتاب سرگرم کننده برای کودکان بنویسد.
دکتر سوس شرط بندی را قبول کرد و برنده شد.
نتیجه کتاب کوچکی به نام تخم مرغ سبز و ژامبون بود.
از زمان انتشار، تخم مرغ سبز و ژامبون بیش از ۲۰۰ میلیون نسخه فروش داشته است که آن را به محبوبترین آثار سوس و یکی از پر فروشترین کتابهای کودکان در تاریخ تبدیل کرده است.
در نگاه اول، ممکن است فکر کنید که این یک اتفاق خوش شانسی بوده است.
یک نویسنده با استعداد یک بازی سرگرمکننده را با ۵۰ کلمه انجام میدهد و در نهایت به تولید یک اثر هنری میپردازد.
اما در واقع چیزهای بیشتری در این داستان وجود دارد و درسهای موجود در آن میتواند به ما در خلاقیت بیشتر کمک کند تا در طولانی مدت به عادتهای بهتر پایبند باشیم.
در اینجا نکاتی است که میتوانیم از دکتر سوس یاد بگیریم…
قدرت محدودیتها
آنچه دکتر سوس از طریق این شرطبندی کوچک کشف کرد، قدرت تعیین محدودیتها بود.
تعیین محدودیت برای خود، چه این محدودیت شامل زمان مورد نیاز برای تمرین، پول شما برای راهاندازی یک کسب و کار، یا تعداد کلماتی است که میتوانید در یک کتاب استفاده کنید.
در واقع، دکتر سوس دریافت که تعیین برخی محدودیتها برای کار در داخل آنقدر مفید است که او این استراتژی را برای کتابهای دیگر نیز به کار گرفت.
به عنوان مثال، کتاب گربه با کلاه فقط با استفاده از فهرست واژگان درجه یک نوشته شده است.
در تجربه خود، من دیدهام که محدودیتها همچنین میتوانند مزایایی در سلامتی، تجارت و زندگی به طور کلی ایجاد کنند.
من به دو دلیل به این امر توجه کردهام:
۱٫ محدودیتها به خلاقیت شما الهام میبخشند
اگر قد شما متوسط است و بسکتبال بازی میکنید، راههای خلاقانهتری برای گلزنی نسبت به افراد با قد بلند پیدا میکنید.
اگر کودکی یک ساله دارید که تقریبا هر دقیقه از روز شما را به خود اختصاص میدهد، راههای خلاقانهتری برای انجام برخی ورزشها پیدا میکنید.
اگر عکاس هستید و فقط با یک لنز عکاسی میکنید، روشهای خلاقانهتری برای ثبت زیبایی سوژه خود نسبت به عکاسان دیگر با تجهیزات بیشتر پیدا میکنید.
محدودیتها شما را وادار به یافتن راهحل میکند.
محدودیتهای شما خلاقیت شما را افزایش میدهد.
۲٫ محدودیتها شما را مجبور به انجام کاری میکند
محدودیتهای زمانی مرا مجبور به تولید برخی از بهترین آثارم کرده است.
این امر به ویژه در مورد نوشتههای من صادق است. هر دوشنبه و پنجشنبه، یک مقاله جدید مینویسم، حتی اگر عالی نباشد.
این محدودیتها باعث شده است که برخی از محبوبترین آثارم را در مکانهای غیر قابل تصور تولید کنم.
وقتی در یک سفر جادهای در ویرجینیای غربی روی صندلی اتوبوس نشسته بودم، مقالهای نوشتم.
وقتی برای ۴ ژوئیه به دیدار خانواده میرفتم، مقالهای نوشتم.
وقتی تمام روز را در فرودگاه و خارج از آن گذراندم، مقالهای نوشتم.
بدون برنامه (محدودیتها)، من آن مقالهها را به روز دیگری موکول میکردم.
محدودیتها شما را مجبور به انجام کاری میکند و اجازه نمیدهد که کار را به تعویق بیندازید.
به همین دلیل است که من معتقد هستم متخصصان، برنامهای برای کارهای خود تنظیم میکنند در حالی که آماتورها منتظر میمانند تا احساس انگیزه در وجودشان پدیدار شود.
چه محدودیتهایی را برای خود تعیین میکنید؟ چه نوع برنامهای برای اهداف خود دارید؟
توجه داشته باشید، رعایت برنامه لازم نیست بزرگ و تاثیرگذار باشد.
فقط به روندی متعهد باشید که میتوانید ادامه دهید. اگر مجبور هستید، دامنه را کاهش دهید.
محدودیتها دشمن نیستند.
بنابراین اغلب ما وقت خود را صرف شکایت از چیزهایی میکنیم که از ما دریغ کردهاند.
“من زمان کافی برای تمرین ندارم.”
“من پول کافی برای شروع یک کسب و کار ندارم.”
“من نمیتوانم این غذا را در رژیم غذایی خود داشته باشم.”
اما محدودیتها دشمن نیستند. هر هنرمند مجموعهای محدود از ابزارها برای کار دارد.
هر ورزشکار مهارتهای محدودی برای تمرین دارد.
هر کارآفرین منابع محدودی برای ساخت دارد. هنگامی که محدودیتهای خود را میشناسید، میتوانید نحوه کار با آنها را کشف کنید.
اندازه محدودیت شما
به دکتر سوس ۵۰ کلمه داده شد. این اندازه محدودیت او بود. کار او این بود که ببیند چه نوع تصویری میتواند با این کلمات ترسیم کند.
من و شما محدودیتهای مشابهی در زندگی خود داریم.
فقط ۳۰ دقیقه وقت دارید تا در طول روز ورزش کنید؟ این اندازه محدودیت شما است. وظیفه شما این است که ببینید آیا میتوانید آن ۳۰ دقیقه را یک اثر هنری کنید.
فقط میتوانید هر روز ۱۵ دقیقه برای نوشتن وقت بگذارید؟ این اندازه محدودیت شما است.
وظیفه شما این است که هر پاراگراف را به یک اثر هنری تبدیل کنید.
فقط ۱۰۰ دلار برای شروع کسب و کار خود دارید؟ عالی. این اندازه محدودیت شما است. وظیفه شما این است که هر فروش را به یک اثر هنری تبدیل کنید.
آیا میتوانید فقط غذاهای خاصی را در رژیم غذایی خود بخورید؟ این اندازه محدودیت شما است. وظیفه شما این است که آن مواد غذایی را بخرید و هر وعده غذایی را به یک اثر هنری تبدیل کنید.
نویسندگان زیادی هستند که از نوشتن کتابی با ۵۰ کلمه شکایت میکنند.
اما یکی از نویسندگان بود که تصمیم گرفت ابزارهایی را که در اختیار داشت بردارد و به جای آن یک اثر هنری بسازد.
همه ما محدودیتهایی در زندگی خود داریم. محدودیتها فقط ظرفیت را تعیین میکند که باید با آن کار کنید. آنچه تولید میکنید بستگی به شما دارد.
منبع: jamesclear
آدم
بسیار عالی، زیبا و آموزنده